تصورات شما از خوشبختی چیست ؟
تو هر پستی خواستی به این سوال جواب بده
Saturday, April 29, 2006
چکش و سندان
قبلا فکر می کردم تاریکم بدون نور...تا یه فانوس پیدا کردم
حالا واسه خودم خوشم چون
فانوس به دست وسط تاریکی ایستادم

دارم دوباره بازیچه میشم...نگرانی..چی پیش رو داریم
یه بازی کثیف دیگه...کلی لینک خبری که هر روز واسم میاد
اتفاقاتی که اطرافم میفته... خبر از یه تغییر بزرگ میده
یه طوفان...شاید با اتحاد داخلی شاید هم با یه عامل خارجی
و احتمالا دوباره بی پولا و بی گناهها قربانی میشن

اول چند سال پنهان کاری....بعد لو میره...میرم تو دهن کله گنده ها
بعد خندون میان جلوی دوربین میگن بابا حق ماست...ما صلح آمیزیم
اونوریا هم میان جلو دوربین میگن گزینه نظامی مد نظر نداریم...کار قراراه با دیپلماسی حل شه !

بعد می بینیم واسه هم از پشت دوربین خط و نشون می کشن
می بینیم تیر ترقه های پیش رفته شون رو به رخ هم میکشن

بعد میشنویم حقوق بشر اینجا رعایت نمیشه و حقوق زن نادیده گرفته میشه
بعد می بینیم یه جا خالی تو ورزشگاه ها واسه زنا باز میکنن

بعد خبر میاد می خوان با بد حجابی بر خورد کنن و پسرایی رو هم که از الواتی و بی کاری تو خیابون ول میزنن جمع کنن...
می بینیم جلو اونایی که تی شرتاشون آرم داره...یا یعقه کمی بازه یا وقت تعطیلی کار مجبوره از جلو مدرسه دخترونه رد شه رو می گیرن تا دهناشونو بسرویسن !
بعد رئیساشون میگن ما هنو کسی رو بازداشت نکردیم !

یه عکس از یه خانوم با الگانس نیروی انتظامی که خیلی محترمانه و با لبی خندون به دخترای دیگه مهربانانه میگه :دخترم جلو و پشت موهات بیرونه مانتوت هم کوتاهه ! اینا هم جرمه اینجا...اگه درستش نکنی عزیزم...میبریمت اونجا که عرب نی انداخت غربونت برم !

میبینم دیگه اونایی که ادعای عاشقی میکنن کمتر با 206 هاشون تو پیتزا فروشی ها آفتابی میشن

بعد میشنویم یه بابایی میاد گزارش به کله گنده ها می ده که اینا نمی زارن ببینیم چه کار میکنن فکر کنم دارن یه ترقه بزرگ میسازن تا جهانه کافرو سرویس کنن ...
بعد یه عکس از ترقه سازی تو ناکجا آباد که قراره از چند گرم ترقه برق تولید بشه....

بعد دوباره همون عکس منتها از دید ماهواره ها تو آسمون که نشون میده یه جا خالی گنده توی ناکجا آباد واسه نصب ترقه هوا کن-بترکون اون وسط مسطا خالیه
.....
......
.........
بعد خبر می یاد به بهانه از جلوگیری از برنامه های مبتزل ماهواره ای (نه اخبار و یا به قول خودشون جو سازی سیاسی بیگانه) قراره بریزن وماهواره ها رو جمعش کنن و دهن صاحب ها شونو با جریمه نقدی سرویس کنن
...
....
......
بعد اونوریا یه گزارش از تروریست تهیه می کنن و میگن شما اینجا نقش بالقوه تو تروریست داشتین و به تروریست تو چنتا کشور همسایه و غیر همسایه کمک کردین
***********
فقط از این جر میام که کسی به فکر نیست و همچنان روی سندون آهنگری زیر چکش ظلم کله گنده های دنیا داریم له میشیم


Judas Priest
Between The Hammer & The Anvil


[Glenn Tipton, Rob Halford & K.K. Downing]

Storm warning \But there's no fear
Lies forming \The sacrament lays bare

The sinner \Will testify
They'll suffer\ When sacrificed on high

The burning sermons purge their evil words
Between the Hammer and the Anvil

Force rises\ False rituals
Baptises \The body and the soul

Our union \Their fall from grace
Confession (confess your sins)
Will seal them to their fate

The burning sermons will survive their curse
Between the Hammer and the Anvil

Transgression \They prey on grief
Our mission\ To purify belief

This altar \Gives power and light
They'll falter\ While we are shining bright

The burning sermons consecrate their sin
Between the Hammer and the Anvil

Storm warning
But there's no fear

طوفان اخطار میکند/اما ترسی وجود ندارد
دروغ ها شکل می گیرند/ آیین ها برهنه می مانند

گنه کار گواه میدهد/(بی گناهان هم) تحمل می کنند
آن هنگام که فدا کاری در اوج است

موعظه های گدازانشان کلمات شیطانیشان را تبرئه میکند
میان چکش و سندان

اجبار زیاد می گردد/تشریفات کاذب
غسل تعمیدیست/ بر جسم و روح

اتحاد ما/ مرگ آنهاست
اعتراف (به گناهانت اعتراف کن )
آنها را به سرنوشتشان مهرو موم می کند

موعظه های گدازانشان کلمات شیطانیشان را تبرئه میکند
میان چکش و سندان

سرپیچی..آنها در شکارگاه طعمه میشوند
ماموریت ما...پالودن عقاید

این قربانگاه/ نور و قدرت می دهد
تزلزلشان/ آنهنگام که ما درخشان می تابیم

موعظه های گدازانشان کلمات شیطانیشان را تبرئه میکند
میان سندان و چکش

طوفان اخطار میکند
اما ترسی وجود ندارد
Thursday, April 20, 2006
So Far Away
یه روزی...خیلی پیش
فکرشو نمی کردم که شاید به اینجایی که هستم برسم
برهنه...غرق توی تاریکی می دویدم
زخمی و خسته بارها به زمین کوبیده شدم اما به امید نور بلند شدم ...می دویدم طرفش
و حالا فکر کنم پیداش کردم
حس قشنگیه...مثله یه رویای شیرین..کاش همه یه روزی درکش کنیم
و خدا رو شکر میکنم که به من تا زندم یه چیزی رو فهموند
روشنایی جز مرگ هم وجود دارد
نمیدونم ابدیه یانه
میدونم حسش اونقدر لطیفه که حاظر نیستم به هیچ قیمتی از دستش بدم
کاش کسی منو از این رویا بیدار نکنه
و کاش همه اونایی که فکر می کنن تاریکین...روزنه نور رو پیدا کنن

Staind
"So Far Away"


this is my life
its not what it was before
all these feelings i've shared
and these are my dreams
that i'd never lived before

somebody shake me
cuz I
I must be sleeping

[chorus]
now that we're here,
it's so far away
all the struggle we thought was in vain
all in the mistakes,
one life contained
they all finally start to go away
now that we're here its so far away
and i feel like i can face the day i can forgive
and i'm not ashambed to be the person that i am today

these are my words
that i've never said before
i think i'm doing okay
and this is the smile
that i've never shown before

somebody shake me cuz i
i must be sleeping

[chorus]

i'm so afraid of waking
please don't shake me
afraid of waking
please don't shake me

این زندگی منه
اون چیزی نیست که از قبل بوده
و این احساساتی که به اشتراک گزاردم
...و اینا رویاهایم هستند
که پیش از این توشون زندگی نکرده بودم
کسی منو تکون میده
پس من
من باید خواب (دیده) باشم !


(همخوانی )
حال که اینجاییم
خیلی دور است(از گذشته ها)
تمام کش مکش هایی که به فکرشون بودیم تهی بود
همه در اشتباهاتی که
یک زندگی رو شامل می شه
همه اونا در آخر شروع به گم شدن می کنن
حالا که اینجاییم
خیلی فراتر ه
و حس می کنم مثله اینکه می تونم با اون روزی روبه رو شم که ببخشم
و خجالت زده نیستم از شخصی که امروز هستم باشم

و این حرفهام بود
که هرگز نگفته بودم
و فکر کنم که خوب (از پس زندگی ) بر اومدم
و این لبخند منه
که هرگز پیش از این نشونش نداده بودم

کسی منو داره تکون میده
پس من
حتما باید خواب بوده باشم

(همخوانی)
خیلی از بیداری می ترسم
لطفا تکونم نده
ترس از از بیداری
لطفا تکونم نده


(همخوانی)
Thursday, April 13, 2006
Benzin
انا حس قدرت می کنم....شدیدا فجیعا
فی حد انفجار...کل جهان فی مابین یدمه
عینهو اللیمو شیرین یفشرونها فی حدود انفجار ها
و یقطرونها آبها از لابلای انگشتمونا
حس می کنم یه ماشین شدم که توی بی نهایت با سرعت نور حر کت می کنم

بر گشتم به بچگیام...12 یا 13 سالم بود
با آهنگای متالیکا وپانترا و آزی وجوداس پریست .....حتی لیمپ بیزکیت...فاز می گرفتم
نمی دونستم جهان چیه...درد چیه...زجر چیه
ریتم همه آهنگام شیش و هشت بود...حتی ملایم هاش
شدم جرقه ای تو بنزین...واسه انفجار
RAMMSTEIN
Benzin
Ich brauche Zeit
Kein Heroin kein Alkohol kein Nikotin
Brauch keine Hilfe
Kein Koffein
Doch Dynamit und Terpentin
Ich brauche Öl für Gasolin
Explosiv wie Kerosin
Mit viel Oktan und frei von Blei

محتاج زمانم
نیازی به الکل و هرویین و نیکوتین نیست
به کمک احتیاجی ندارم
همینطور به کافئین
ولی به نیاز به دینامیت و تريانتين (نوعی ماده منفجره ) دارم
برای گازولین (نوعی بنزین)نیاز به نفت دارم
یه ماده منفجره مثل(کروزین) نفت سفید
با اوکتان زیاد و سرب آزاد

Einen Kraftstoff wie
Benzin
سوختی همانند
بنزین...
Brauch keinen Freund
Kein Kokain
Brauch weder Arzt noch Medizin
Brauch keine Frau nur Vaselin
Etwas Nitroglyzerin
Ich brauche Geld für Gasolin
Explosiv wie Kerosin
Mit viel Oktan und frei von Blei
نیازی(واسه این کار)به رفیق ندارم
همینطور به کوکایین
همیچنین به پرستار و دکتر ندارم
به زن نیازی ندارم ،فقط وازلین
کمی نیتروگلیسرین1
پول نیاز دارم واسه گازولین
یه ماده مفجره مثل کروزین
با اکتان زیاد و سرب آزاد


Einen Kraftstoff wie
Benzin
سوختی همانند بنزین

Gib mir Benzin
به من بنزین برسونید !
Es fließt durch meine Venen
Es schläft in meinen Tränen
Es läuft mir aus den Ohren
Herz und Nieren sind Motoren
توی رگهام می جهه
توی اشکهام قدم می زاره
از گوشهام چکه می کنه
قلب و کلیه ها متور هستن


Benzin
بنزین!

Willst du dich von etwas trennen
dann musst du es verbrennen
Willst du es nie wieder sehen
lass es schwimmen in Benzin
Benzin
Ich brauch Benzin
Benzin

Gib mir Benzin
اگر می خواهی تسلیم چیزی گردی
بعد باید خاکسترش کنی
اگر نمی خوای دیگه هرگز ببینیش
بگزار در بنزین شنا کند
بنزین
محتاج بنزینم

!به من بنزین بدین




__________________________
1 -نیترو گلیسیرین یه ماده حساس به نور و ضربس که یه قطرش می تونه انفجار وحشتناکی رو ایجاد کنه
اینم رامشتاین..
.به طرض فجیعی تو این چند روز دارم به ترانه های انرژی زا علاقه مند میشم... کاش همه این حس رو داشته باشیم....البته نه واسه تخریب جهان !
Sunday, April 09, 2006
Hope is not lost !
زندگی سخته و کثیف...راهی که همه باید طیش کنیم
که شاد باشیم...و شاد کنیم...و شاد زندگی کنیم
که حرص روزگار در بیاد...تا اونجاش اوخ بشه
اگه از روز اول می دونستم دسته کم می گرفتمش
هم خودشو (زندگی رو ) هم مشکلاتشو....

حالا خیلی هاش حل شده...خیلی مشکل های جدیدی هم
بوجود اومده...اما اینا هم مثه قبلی ها
میرن...و این رسم روز گاره
Killswitch Engage
Hope Is...

This is our moment
این (همان) لحظه ی ماست
Will you stand with me?
Hope is not lost
Hope is not lost
با من خواهی ماند ؟
امید(ما) از بین نرفته
امید از بین نرفته

Let the strength of your words
Be the spark that ignites the flame
بگزار قدرت کلماتت
جرقه ای باشد که آتش را شعله ور می کند
Proclaim your freedom
Give voice to your liberation
آزادیت را اعلان کن
به نجاتت صدایی ببخش

This is my confession
Mark these words, we will rise
این اعتراف من است
زیر این کلمات خط بکش:ما طلوع خواهیم کرد

Weep no more
We will prevail
Grieve no more
We will prevail
گریستن کافیست
ما غالب می گردیم
اندوه کافیست
ما فائق خوایم آمد

Revoke the needless way of affliction
Revoke and abandon
بی نیاز-راه پریشانی را فسخ کن
فسخ کن و رها کن
We are the authors, finishers of our faith
We are the solution
ما بانی هستیم،کامل کننده ایمانمان
ما چاره سازیم
________________
به دلیل احساس انرژی زیاد... با رامشتاین برخواهم گشت
Saturday, April 01, 2006
Inside Us All
ترسیدم...از چی؟
راجع بهش نمی شه صحبت کرد
واقعا ارزش داشت ....تلاش کردنم
اگر چه آرامش تو وجودم گم شده
جای اینکه زخمامو پانسمان کنم یه دیوار دورشون کشیده بودم
که کسی نبیندشون

میترسیدم....که به پایان رسیده باشم
فقط یه چیزه که آرومم می کنه : ترانه ها و موسیقی
:مخصوصا این یکی

Creed
Inside Us All


When I'm all alone
وقتی که تنهایم
And no one else is there
و کس دیگری آنجا نیست
Waiting by the phone
تلفن بدست منتظرم
To remind me
I'm still here
که به یاد خود بیاورم هنوز اینجا هسنم
When shadows paint the scenes
زمانی که سایه ها مناظر را نقاشی می کنند
Where spotlights used to fall
همانجا که نور افکن ها عادت به سقوط کرده اند
And I'm left wondering
Is it really worth it all?
و من حیران می مانم
آیا واقعا ارزش همه این ها را داشت
There's a peace inside us all
Let it be your friend
آرامشی درون همه ما وجود دارد
بگزار دوستت شود
It will help you carry on In the end
کمکت می کند در پایان (هم) ادامه دهی
There's a peace inside us all
آرامشی درون همه ما وجود دارد

Life can hold you down
زندگانی می تواند پایین نگاهت دارد
When you're not looking up
Can't you hear the sound?
وقتی نگاه نمی کنی
آیا) نمی توانی(همزمان) بشنوی)
Hearts beating out loud
ضربان بلند قلب ها را
Although the names change
اگر چه اسم ها عوض شده
Inside we're all the same
از درون ما همه یکسانیم
Why can't we tear down these walls?
چرا نمی توانیم دیوار ها را خرد کنیم
To show the scars we're covering
برای نشان دادن زخم هایی که ما پنهانش کردیم
There's a peace
There's a peace inside us all
Let it be Oh, can't it be your friend?
آرامشی آنجاست
درون همه ما آرامشیست
بگزار ...اوه،نمی تواند دوستت شود؟