تصورات شما از خوشبختی چیست ؟
تو هر پستی خواستی به این سوال جواب بده
Thursday, August 23, 2007
ابراز تاسف...از نوع شدید
اینو Play کنید ....



کلاً نبودم....خیلی وقته...نه که حس نوشتن نبود...وقتش نبود...
بزارید خلاصه توضیح بدم :
مغازه زدم(Guitar Shop)
دزد اومد
گیتار الکتریک هامونو برد (از جمله مال خودم)
به پلیس تفتیش گفتم آقا اثر انگشت این یارو اینا ها رو ویترین و تو جا کولری...
به من می گه من باید تشخیص بدم یا تو !!!!

رفتم کلانتری :
سرباز:واسه چی اومدی ؟
من : دزد زندگیمو برد...
سرباز :این چه وضع موییه ؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!
من : !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
من :چشه ....؟ آقا من باید این پروندمو پیگیر بشم...
سرباز : من دستور دارم بازداشتت کنم !!!!!!! موهاتو از پشت می بندی ؟!! مو قشنگ !!
من : دستتو بکش...زباله...من میرم...اما بر می گردم
سرباز ها: بهم می خندن در حد مرگ
رفتم سلمونی از ته چیدم یالو کوپال رو...
در عوض ریشام همونطوری بلند
تی شرت و کندم با شلوار لی و یه پیرهن بی یخه آستین بلند کردم تنم با یه شلوار پارچه ای به پام رفتم کلانتری :
-سلام بفرمایید امرتون
-نمیشناسی عوضی ؟
سرباز : !!!!!!!!!
من : بزار کارم راه بیوفته... باهات زیاد کار دارم
سربازه با رنگ زرد : نه آقا نمیشناسم
-: حالا باید برم تو ...بعد بهت می گم کیم!!!
-مبایلتون لطفاً
......
--------------------------------------------------

4 هفته گذشت
ریش هامو زدم
بعد از سه روز از صبح ساعت 8 تا 2 ظهر منتظر موندن پشت در شعبه پنج دادیاری شهر فهمیدم اصلاً پرونده منو صبحا از کلانتری نمی بردن دادسرا
برگشتم کلانتری کفری در حد مرگ -ساعت 12 ظهر ،یه چیز تو مایه های اسلیپنات رفتم سمت اون ستفانی که پروندم زیر دستش بود :
.......
من : چرا نفرستادی اینو
اون : صبح باید بیای خودت پرونده تو ببری
- مگه اینجا مال بقیه رو سربازتون نمی بره ؟ خوب مال منم روش ...تازه از لحاظ قانونی من که نمی تونم پروندم رو با خودم از اینجا ببرم
- آقا اولا برای من تعیین تکلیف نکن من مافوقتم....
حرفشو بریدم :ببین ... من از قانون حرف زدم نه تعیین تکلیف...اگه بحث مافوق و این صحبتاست من 100 تا مافوق رئیست تو آشنا ها دارم ....
اون : صداتو بیار پایین جوجه تا ننداختمت بازداشت گاه.....
من خم شدم تا اسمشو از رو اتیکت پیرنش بخونم تا سر فرصت چوب تو ک...نش بکنم....
"سید جاسم ..." تو دلم گفتم :از اسمش معلومه چه آنتیکیه
یه آن زرد کرد ...فهمید چه گهی خرده
یکی زد رو لپم...بعد همکارشو صدا کرد گفت صورت جلسه کن که اینجا این آقا صدا بلند کرده و گفته من پدرتون رو در می آرم...بندازیدش بازداشگاه...تفتیشش کنید...

...من حالم بد بود...سردرد...گشنگی ، بی خوابی ، بی پولی زجرم می داد....خواستم با همون باطونی که سربازه موقع تفتیش رو میز گزاشت جرش بدم ...اما زور راه رفت بزور تو رگ هام بود...وا افتادم و از حال رفتم از گشنگی...

سر حال که اومدم دیدم بهم آب دادن و با یه انگشت گرفتن ولم کردن
یا رو هم گفت شنبه برو دادسرا....

دادسرا :
ساعت 2 ظهر :
قاضی : به کی مشکوکی ؟
-به نگهبان پاساژ
-عصر برو کلانتری
-ممنون
------------------
کلانتری : باید فردا شاهد ببری دادگاه....که بگن این آقا دزدی کرده
بهش گفتم اگه شاهد داشتم که اینجا اصلا نمی اومدم...
-میل خودته...می تونی هم نری زحمت ما رو کم تر کنی .... به سلامت
با دست اشاره داد
...........................
ول کردم اومدم خونه...الان هم وضعم تو مایه های این آهنگه (همون آهنگ بالای صفحه ، واسه دانلودش تو صفحه ای که باز میشه سمت راست صفحه اون وسطا بزنید رو لینک Download Orginal)
واقعا جای تاسف داره که مسئولین تامین امنیت جامعه دزد و معتاد و قاتلو بمب گزار و گروگانگیر رو ول کنند و بچسبند به اینکه کی مد موش شبیه نظیر شنبه نیست و ریشاش از احدی نژاد کوتاه تره یا از زیر مانتو کون دختره قلمبه س یا ... و ملتو به این جرم ها بگیرن.....