تصورات شما از خوشبختی چیست ؟
تو هر پستی خواستی به این سوال جواب بده
Thursday, May 31, 2007
Love is not illnes
سلام
این منم...همون دیوونه ی همیشگی...دیونه ی بی آزار
سلام

منو می شنوی... جواب بده
می شنوی...احتمالاً هم می فهمی...و منو حسم می کنی
چون منم حست می کنم...تو رگهام...توی هر ضربان قلبم...
می خواتم بازم باهات صحبت کنم...راجع به خیلی چیزا
حرف زدن با تو آرومم می کنه...و وقتی جواب نمی دی..........................

خیلی چیز ها هست...بوده و خواهد بود....
خیلی چیز ها ....تو زندگیم که منو زجر می ده
و من نمی تونم ازشون حرف بزنم...
تنهایی...
خیلی زجرم می ده...امیدوارم که حسشو نفهمی...
من تنهام...چون کسی حرفم رو نمی فهمه
و تو می فهمیدی...

شاید اون سه کلمه ی کلیشه ای برام کافی نباشه
که بهت بفهمونم چقدر فهمیدن تو برام ارزش داره

سلام...........هی .........
سلام...لعنتی منو می شنوی...
کجایی... منو تنها ول نکن...به پات می افتم
زندگیم رو فدات می کنم
نرو...تنهام نزار...می ترسم...از جهان... می ترسم

می دونم که می تونم
خوشحالت کنم...اما تو............
واقعاً هیچوقت با من خوشحال نبودی ؟

من اونقدر ها هم که مریض نشون می دم نیستم...
نمی گم دوای تموم درد هامی.... و لی می تونم بگم آخرین گره زندگیم به پات بسته س
بری...گره باز میشه ...... نرو.......
زندگی رو با تو می خوام.......تو نباشی بی معنیه
زندگی که توش تو...فقط تو...همیشه خوش باشی.... اونوقت من هم خوشم...
و با هم باشیم...

اما اگه بری...
بعد تو همش جهنمه...
خوشی تو خوشیه منه ...
اما تو جهنم خوشی طعمش زیر دندون آدم می میره

درد این لنجن زار همینجوریش داره منو از پا در می آره...
تو درد جهنم رو برام پشت سرت نزار ...

...بمون...
من زندگیم...شاید دلیل وجودیم...خوشیه توه
اما اگه تو بدون من خوشی......
من بی معنیم...وجودی بی خاصیت........
و این فکر ها دردم رو مضاعف می کنه...
نرو...به پات می افتم...نرو...
هی ...هی.هیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

میشنویم؟؟؟...

من کجام ؟؟؟
هی ...اینجا تاریکه........
نمی بینمت...لعنتی یه صدایی کن !!!...هی

من تنهام
من برهنه ام...توی تاریکی مطلق....

اما حست می کنم...... نه شنیدنت رو ...وجودت رو حس می کنم
خارج از تاریکی...

هی ...هیی...

من تنهام...اینجا انگار کسی نیست...بازم حرف هام بین منو تاریکی موند...........
....
........
.............
...................
.......................
...............................

فقط محض اطمینان...
اگر می شنویم :
تا سر حد مرگ می خوامت...لعنتی دوستت ندارم...عاشقتم...دیوونتم..............................
Thursday, May 17, 2007
کمی موسقی جاز
تو زندگیم اینقدر دلتنگ نبودم


دانلود موسقی با حجم 1 MB اجرای 1999

دانلود موسقی حجم 4 MB ورژن اصلی



Leonard Cohen
"Dance Me To The End Of Love"
با من تا انتهای عاشقی برقص


Dance me to your beauty with a burning violin
Dance me through the panic 'til I'm gathered safely in
Lift me like an olive branch and be my homeward dove
Dance me to the end of love
Dance me to the end of love

برای زیباییت، با ویلن سوزان با من برقص
با من برقص تا ترسم آرام گیرد
مرا چو شاخ زیتون بلند کن و کبوتر راهنمایم باش
با من تا انتهای عاشقی برقص
با من تا انتهای عاشقی برقص

Oh let me see your beauty when the witnesses are gone
Let me feel you moving like they do in Babylon
Show me slowly what I only know the limits of
Dance me to the end of love
Dance me to the end of love

آه بگزار زیباییت را آنهنگام که شاهدی بر آن نیست ببینم
بگزار حرکاتت را حس کنم ،آنچنان که در بابل انجام می دادند
به آرامی آنچه که به عنوان محدودیت ها می شناختم ،نشانم ده
با من تا انتهای عاشقی برقص
با من تا انتهای عاشقی برقص

Dance me to the wedding now, dance me on and on
Dance me very tenderly and dance me very long
We're both of us beneath our love, we're both of us above
Dance me to the end of love
Dance me to the end of love


حال با من تا عروسی برقص، همواره با من برقص
با ملایمت با من برقص و رقصت را با من طولانی کن
هردوی ما بزیر عشقمان هستیم ، هردوی ما برویش هستیم
با من تا انتهای عاشقی برقص
با من تا انتهای عاشقی برقص

Dance me to the children who are asking to be born
Dance me through the curtains that our kisses have outworn
Raise a tent of shelter now, though every thread is torn
Dance me to the end of love


با من برقص برای کودکی که تمنای تولد می کند
از میان پرده هایی که با بوسه هایمان پوسیده شده اند ،برقص
حال خیمه ای سر پناه بر افراز، با این وجود که همه بند ها بریده شده
با من تا انتهای عاشقی برقص

Dance me to your beauty with a burning violin
Dance me through the panic till I'm gathered safely in
Touch me with your naked hand or touch me with your glove
Dance me to the end of love
Dance me to the end of love
Dance me to the end of love

برای زیباییت، با ویلن سوزان با من برقص
با من برقص تا ترسم آرام گیرد
با دست برهنه ات مرا لمس کن، یا با دستپوش خود مرا لمس کن
با من تا انتهای عاشقی برقص
با من تا انتهای عاشقی برقص

___________________________________________________

پ.ن :هی تو...تویی که می دو نی منظورم با توه...هنوز از ته دل دوستت دارم
عشق آدم رو وادار به اعمال احمقانه می کنه...